تبليغاتX
زندگی اجباریست که نمی توان از ان گریخت


زندگی اجباریست که نمی توان از ان گریخت

دلتنگی های من

دلگیر نشو از ادمها....

نیش زدن طبیعتشونه !!!

سالهاست که به هوای بارانی می گویند

خراب........

!

!

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:8 توسط سفیر| |

به سرنوشت بگویید اسباب بازی هایت بی جان نیستند !!!!!

ادمند !

می شکنند!

ارام تر !!!!!!!!!!!

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:3 توسط سفیر| |

من همانم که در طلب یک نگاه گذرا از تو سکوت کردم،
همان که وقتی به چشمانش زل زدی ارتعاش صدا ناخود آگاه در گلویش خشک شد.
همان که با یک انگشت بر لبانش به سکوت در کنارت دعوت شد،
همان که کوهی از آتش فشان بود و تنها درکنار تو خاموش شد.
همان که برق نگاهت آرام آرام او را به صلح دعوت کرد.
همان که همچون قطره ای دائمی بر سنگ دلش چکیدی و چکیدی و با هیچ گفتنت بر دلش رسوخ کردی...
همان که به تو اخم کرد و تو خندیدی و با تایید نگاهت او رام کردی.
من...؟؟!
زمانی که با گرمی دستانت به من آموختی که من را باید کشت و اکنون با تکیه بر دیواره پشتم که می دانم خراب نشدنیست من را کشتی
و اکنون، ما شدیم و با هم به عشق خندیدیم و نگاهمان را بر دروغ بستیم و بر تمنای وجودمان چیره گشتیم تا ما باقی بمانیم..
اکنون نیز من در کنارت بی نیازم به تمنا و گدایی محبتی که سالها در آدم ها می جستم اما آن را در نگاه خندانت یافتم.
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 22:8 توسط سفیر| |

اسیر خاک همین که شروع به نوشتن می کنم بهت و حیرت
تمام وجودم را در برمی گیرد گویی کاغذ می گرید با خودم می گویم
این اشک ها در فراق یار است و ناشی از دلتنگی و گواه انتظار یا
افسوسی است به حال من و هشداری که بیچارگی مرا گوشزد می کند؟!!!

شاید می خواهد به من بگوید که قبل از ذکر دل نوشته هایم به روی
کاغذ باید ان ها را به حرکت در می اورم

خدای من
گویی قلم با هر حرکت در مقابل کلمات نقش بسته بر جان کاغذ
سجده می کند. تعظیم قلم برای نشان دادن ارادتش به یاور است و
دلتنگی معشوق!

ناخود اگاه به فکر فرو می روم این چه وجود عظیمی است که کائنات
طلسم شده مهر او و تسخیر شده عشق اولیند!تازه دانستم در مورد
او هیچ نمی دانم؟ اشک های لغزان به روی گونه و دست های لرزان
به سوی اسمان همین که تیر نگاهم به سمت اسمان روانه می شود
عرق شرم بر جبین و سخنان اقرار امیز دل در کمین ....

سرورم خوب می دانم که میهمان نمی اید مگر انکه میزبان را منتظر و
مشتاق دیدار می بیند و خوب تر می دانم که تو مهمان دلهایمان را
نمی شوی  تا زمانی که دل را به استقبالت راهی کنیم. چه شیرین است
بی دلی و دلدادگی و عشق بازی ....

اری ..... می دانم که برای بی دل شدن باید اسمان بود چشمانی
اسمانی داشت تا تصویر اسمان را منعکس کند و قلبی افتابی که
تیرگی و ظلمت در ان راهی نداشته باشم

مولای من

اقرار می کنم که بویی از اسمتان نبرده ام !اشک های چشمان من
از جنس باران نیست!پاکی باران را ندارد!از زمین است و برای زمین!
قلبم تهی از ذره ای افتاب !من زمینی ام مسیر اسمان را گم کرده ام.
تمام وجودم زنجیر شده است به خاک و دور است از افلاک

میل به پرواز دارم بال پرواز نه.... عشق رفتن دارم ولی پای رفتن نه ....
من اسیر شده ام اسیردنیا!پرواز با پروبال شکسته و با دست و پای
زنجیر شده ممکن نیست. می دانم که دل نوشته هایم هم تا اسمان
فاصله ی بسیار دارد زمینی است و واژه هایم از جنس بلور نیست.

اقای من! این ها همه معلول یک علت ان و ان علت است که من

آسمانی نیستم

نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 13:18 توسط سفیر| |

من از نخستین روز تولد حدیث تلخی شیره زحمت را در شیرینی شیر پستان مارد خوانده ام.اخ مادر کاش من برای همیشه در شکم تو زندانی بودم و هیچگاه ازاد نمی گردیدم. حداقل منفعت این کار این بود که نه شادی و نه غم دنیا را مشاهده نمیکردم و نمی سوختم.

اما تو مادر تحمل سنگیینی هیکل مرا نداشتی و مرا زادی و من امدم !!!!!!!!

افسوس که روز تولدم رفته از یادم . من امدم که بسوزم

سوختم!!!

امدم که بگویم

گفتم !!!

اما افسوس که هر چه ساختم

سوخت!!!!!!!!!

 

افسوس ز پی راه جفا بال و پرم سوخت

چون شمع شب افروز پا تا به سرم سوخت 

من خیر ندیدم عالم همه  عمر

پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 12:53 توسط سفیر| |

ایرانیان باستان به هر روز نامی خاص را اختصاص داده بودند و  هرگاه  نام روز و نام ماه یکسان می شد در آن روز جشنی برپا می کردند. در ایران باستان روز پنجم هر ماه را اسپندارمز یا اسفند می نامیدند و در روز پنجم ماه اسفند که نام روز و نام ماه یکسان می شده است جشن اسپندارمزگان یا اسفندگان را برپا می کردند که براساس تقویم جدید این روز مطابق با ۱۶اسفند ماه کنونی است .

اسپندارمز نام چهارمین امشاسپند  و به معنای پاک و مقدس است. همچنین در باورهای ایرانی نسل بشر و نخستین زن و مرد جهان به نام مشی و مشیانه از ریشه ی دوگانه ی گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین به وجود آمده و آفریده شده اند و در واقع زمین یا سپندارمز، مادر نسل بشری دانسته می شده است. امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین و نشانی از باروری و زایش است. از این روز می توان با نام روز عشق نیز یاد کرد زیرا که در ایران باستان زمین و زن نشانی از عشق و دوستی بوده اند. شاید انتخاب زمین به عنوان نمادی از عشق به آن دلیل باشد که زمین به انسان بخشش می کند بی آنکه از انسان چیزی را دریافت نماید. همچون عشق که در مفهوم آن انتظار داشتن راهی ندارد. چون در ایران باستان زن و زمین دارای اهمیت ویژه ای بوده است به روز پنجم هر ماه نام این ایزد یعنی اسپندارمز را اختصاص داده اند  

در ایران باستان در این روز مردان به زنان خود هدیه های داده و آنان را بر تخت پادشاهی می نشاندند. در این رو که  از آن به عنوان روز زن و مادر هم پاد شده است جشن برپا کرده و همگان هدیه داده و هدیه می گرقته اند.

 درباره ستایش زن و زمین در ایران باستان می توان بخشی از اوستا را نقل کرد آن هنگام که بیان می کند:

اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم

اوستا یسنا ۳۸- بند ۱.

جشن عشق ورزی در فرهنگ غرب نیز با نام ولنتاین برگزار می شود. که همگان داستان آن را به خوبی می دانند. تمام روز های عمر را باید با عشق گذراند، و به پاس اهمیت عشق روزی را به عنوان نماد آن بر می  گزینیم.و چه خوب است که نماد عشق قدمتی داشته باشد به بزرگی مفهوم عشق. هم چون اسپندارمزگان با بیش از سه هزار سال قدمت.
دوستان می توان در روز ولنتاین هدیه داد و هدیه گرفت ولی چه خوب است که در کنار آن اسپندارمزگان را نیز برگزار کنیم. این روز را نیز به هم تبریک گفته و شاخه گلی هدیه دهیم.
نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 17:9 توسط سفیر| |

ولنتاین قشنگ تره یا اسپندارمزگان ؟

بیاین بجای تبریک ولنتاین اسپتدارمزگانو به هم تبریک بگیم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 20:3 توسط سفیر| |

گذشتن بهتر از موندن و زجر کشیدنه
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 20:1 توسط سفیر| |

پشت هر کوه بلند

سبزه زاریست پر از یاد خدا

و در ان باغ کسی می خواند

که خداهست‌‌« دگر غصه چرا»؟

ارزو دارم :

خورشید رهایت نکند

غم صدایت نکند

ظلمت شام سیاهت نکندوتورا

از دل انکس که دلت در تن اوست

حضرت دوست جدایت نکند

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 20:26 توسط سفیر| |

 حرفی واسه گفتن ندارم فقط اومدم که به تک تکتون بگم:

اگه یه عزیزی جزئی از خاطرات خوب زندگیت شدبه خاطر بودنش ازش تشکر کن

ممنون که هستی مهربونم

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 19:44 توسط سفیر| |

 

 

این هم اثر دیگری‌ است از عباس صادقی زرینی   

**********************

با اینکه شبیه خودتان انسانم
اما خودمانیم کمی شیطانم
پیغمبر خنده دارم و می‌خواهم
لبخند به لب‌های شما بنشانم

**********************

پشت سرشان به پیش‌شان می‌خندم
بر صومعه و کشیش‌شان ‌می‌خندم
زورم که نمی‌رسد به قلدرها من
پس حداقل به ریش‌شان می‌خندم 

**********************

آرام نشسته با ادب می‌خواند
طبق ادبیات عرب می‌خواند
حاجی که قضا شده نماز صبحش
هرروز خدا نماز شب می‌خواند

**********************


توحید بهانه خدایی تنهاست
این خانه نشانه خدایی تنهاست
یک خانه بدون زن در این
دنیا نیست
جز کعبه که خانه خدایی تنهاست 

**********************


نه لکه‌ای بر پیرهنم افتاده
نه نام وطن از دهنم افتاده
وقتی که پلاک را گرفتم دیدم
خون پدرم به گردنم افتاده

**********************


شیرینی تو از رطبت می‌ریزد
انگار ستاره از شبت ‌می‌ریزد
ماتیک نزن خواهر دینی لطفاً
خون دل مردم از لبت می‌ریزد

 

**********************


مداح جوان سینه زنان رفت به شام
همراه صدای کاروان رفت به شام
گفتند که شام از دهن می‌افتد
از روضه کوفه ناگهان رفت به شام 

**********************


آمار تمام روضه‌ها دستش بود
با پای برهنه کفش ما دستش بود
از مجلس روضه دست خالی برگشت
البته دوتا ظرف غذا دستش بود 

**********************


هی قیمت بازار عزا می‌شکند
مداح جدا شیخ جدا می‌شکند
در مجلس روضه کفش ما را بردند
هر کس به طریقی دل ما می‌شکند 

**********************


هرچند که با ژست فرنگی خندید
بر سنت ما به این قشنگی خندید
این بولدزر دهن گشاد عوضی
هر روز به خانه کلنگی خندید

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 20:12 توسط سفیر| |

از قدیم میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین باشه یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود گاو بود

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 22:15 توسط سفیر| |

روزی نیوتن در محضر امام (ع) نشسته بود. امام از ایشان پرسید شنیده ام شما گفتید یک کیلو آهن و یک کیلو پنبه وزن و جرم برابر دارند؟
نیوتن گفت بله همین طور است.

امام فرمود یک کیلو پنبه و یک کیلو آهن آوردند . اول پنبه را به سر نیوتن زد سپس آهن را به سر نیوتن زد! نیوتن از درد نالید.
امام فرمود کدام سنگینتر بود!
نیوتن از گفته خود پشیمان شد و فورا به دین اسلام گروید

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 22:9 توسط سفیر| |

فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم...!

      

نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 19:29 توسط سفیر| |

از تمام تعلقاتی که داشتم و دارم یکی یکی دارم کنده می شوم.

دیگر چیزی که باعث شود به آنها افتخار کنم و با آنها خودم را محک بزنم ندارم.

دستم خالی خالی است.

 

چقدر احساس خوبی دارم.تازه به آدم حس انسان بودن دست می دهد.

 

تازه احساس می کنم برای انسان بودن و بنده خدا بودن چه معیارهای بزرگتری هست!

 

به سرو گفت کسی میوه ای نمی آری ؟ جواب داد آزادگان تهی دستند

نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 17:32 توسط سفیر| |

 چند روز پیش ۱ خواب عجیب دیدم  گیج شده بودم  یعنی چی ؟

خواب دیدم من (دخترم ) راننده کامیون بودم داشتم میرفتم کامیونو بار بزنم برم جاده اماده مسافرت بودم

هم به خواب عجیب و غریبم خندم گرفته بود هم حس فضولیم عود کرده بود تعبیرش چیه؟ وقتی تعبیرشو خوندم از خنده روده بر شدم اخه این دوستی که میگه رو من ۱ هفتست از دست دادم

تعبیرشو گذاشتم شما هم بخونین

 

 

تعبیر دیدن کامیون در خواب

کاميون در خواب هاي ما تعبير واحد و خاصي ندارد و اشاره به چيزهاي مختلفي مي تواند باشد. اين تغيير در تعبير و اختلاف در تشخيص اين طور منظور مي شود که کاميون به شما تعلق داشته باشد يا به ديگري يا کاميوني که ندانيد به چه کسي تعلق دارد. تمام اين اختلاف در تعبير موقعي بايد مورد اعتنا واقع شود که کاميون محور خواب بيننده خواب باشد در غير اين صورت کاميون نيز يکي از اجزا تشکيل دهنده خواب است که اثر کلي و تعيين کننده ندارد. اگر در خواب کاميوني باشد و شما احساس کنيد که آن کاميون به شما تعلق دارد کاميون دوست و شريک و انبازي است که به او اتکا زياد داريد و اثرش در زندگي روزانه شما است. اگر در عالم خواب درک شما چنين باشد که آن کاميون را قبلا نداشتيد و تازه به شما تعلق يافته چنين دوست و شريک موثري در زندگي شما پيدا مي شود ولي اگر حس کنيد که قبلا هم آن را داشتيد دوستي است از ميان کساني که مي شناسيد و لي به تاثير او وقوف نداشته ايد. اگر در بيداري کاميوني نداشته باشيد و در خواب ببينيد که کاميوني داريد که آن کاميون چرخ ندارد يا چرخ آن پنچر شده يا به هرعلتي باز مانده در استفاده از امکانات مشکلي براي شما پيش مي آيد يا خوتان غفلت مي کنيد که از کار باز مي مانيد. اگر کاميوني داشته باشيد که در خواب آن را بفروشيد دوستي را از دست مي دهيد که تعيين کننده مي تواند باشد. اگر در خواب ببينيد کاميوني داشته ايد که آن را دزديده اند و شما براي يافتن آن جستجو مي کنيد به شما خيانت مي شود و بين شما و دوستتان جدائي مي افکند.
نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 11:29 توسط سفیر| |

یه ضرب المثل افریقایی می گه : یرخ یلیخ وت

یعنی تو خیلی برام عزیزی

جالب اینکه اگر از آخر به اول هم بخونی همین معنی رو میده


*************

 

.

.

.

.

.

.

 

از دست زمانه تیر باید بخوری

دائم غم ناگزیر باید بخوری

صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

بچه تو هنوز شیر باید بخوری …


*************

روزی تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم!
لامپ ۶۰ هم نبودی من اشتباه کردم!

*************

خوابی؟ بیداری؟ اگه خوابی چرابیداری؟

پس بیداری؟

اگه بیداری چراخوابی؟پس خوابی برو راحت باش!

فقط میخواستم ببینم خوابی یا بیدار!

حالاخوابی یا بیدار!

*************

عشق نمی پرسه اهل کجایی! فقط میگه توی قلب من زندگی کن!

عشق نمی پرسه چرا دور هستی! فقط میگه همیشه با من هستی!

عشق نمیگه دوستم داری؟ فقط میگه دوستت دارم!
.
.
.
.
.
عشق خیلی … های دیگه هم می خوره که نباید باور کنی!

*************

اسمت رو باغچه نوشتم، شکفت! روی درخت نوشتم، میوه داد. توی صحرا نوشتم، لاله زار شد! آخه عزیزم پشکل هم اسم شد!

*************

اس-ام-اس مخصوص نیمه شب: سلام اس ام اس زدم بگم نماز یادت نره! ۴ ساعت دیگه باید بیدار شی!

*************

دوستت دارم. تو چی؟

خیلی میخوامت. تو چی؟

دوریت اذیتم میکنه. تو چی؟

بی تو میمیرم. تو چی ؟
.
.
.
.
.
من الکی گفتم. تو چی؟

*************

الهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم ولی تو سالی ۳۶۵ بار دور من بگردی!

*************

تازگیها توی شهرداری استخدام شدم! اگه دوست داری سر کوچه وایسا تا ببرمت.

*************

فصل چیدن پشم گوسفندان است. زود بخواب فردا اول صف باشی!

*************

این اس م اس رو وقتی دور و برت کسی نیست بخون

اگر هم عجله داری برو یه جای خلوت و تنهایی بخونش
.
.
.
.
.
.
.
.
پشت سرتو بپا
.
.
.
.
.
.
.
.
کسی نیست داری می خونی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
خوب خدا را شکر کسی نیست ببینه سرکاری!

*************

می خوام بکشمت صاف وایستا!
.
.
.
.
داره تموم می شه
.
.
.
.
.

( @ . . @)

(–)

خوشکل شد مگه نه؟

*************

آسمان را می خواهم برای عبور

جاده باریک است!

ماه را می خواهم برای نور

راه تاریک است!

تو را می خواهم برای نظافت

تعطیلات نزدیک است!

*************

شنیدم تو ۳ ساعت ۳ کیلو لاغر کردی
ای ناقلا! دماغتو عمل کردی!؟

*************

اگر الان ۵ بار جلوی آینه بگی “من احمق هستم”
عکس کسی رو که دوست داری توی آینه می بینی

*************

یه توپ دارم قلقلیه
موهای سرم فرفریه
پیام جدید نداشتم
سرت کلاه گذاشتم

*************

عزیزم خیلی دوست دارم

خیلی وقته که ندیدمت

بزرگترین آرزوم اینه که باز هم بیام جلوی قفست بهت غذا بدم

میمون خوشگلم!


*************

می دونی شباهت تو با گل چیه؟

هر دو تون عشقین با این تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولی تو عشق مگس


*************

پنج راه حل برای خوشحال بودن: ۱-داشتن یک دوست خوب مثل من
۲-داشتن دوستی مثل من
۳-فقط داشتن من
۴-داشتن من
۵-من

***

اگر در قلب مرا باز کنی صدایی خواهی شنید که میگوید:
.
.
.
.
.
جون مادرت درو ببند سوز میاد


*************

یک اس ام اس توپ دارم که تا حالا واسه هیچ کس نفرستادم
.
.
.
.
.
.
پس واسه تو هم نمی فرستم


*************

پشتتو نگاه کن ببین دم داری؟
.
.
.
.
نداری؟
.
.
.
.
پس خودتی! چون خر ما از کرگی دم نداشت!


*************

تو!
تو این مملکت داری هدر می ری!
کسی به تو اهمیت نمی ده!
اگه بری هندوستان می پرستنت!


*************

می دونی رمز موفقیت چیه؟
.
.
برو پایین
.
.
به کسی نگی ها
.
.
اینه
.
.
۵۷۸۶۵۸۷۳۴۹۸۲۳۹۸۴۶۸۷۴۲۳۹۷۳۲۹۸۳۷۵۴۳۸۸۷۲۷۸۴
۳۴۵۹۴۳۱۸۵۹۶۳۴۵۸۷۳۷۵۱۰۹۸۵۳۸۷۶۳۸۹۱۵۷۶۸۳۶۵۳
۳۷۴۸۶۵۴۸۷۳۷۶۵۹۸۱۳۷۸۵۶۸۳۵۱۰۹۵۷۸۴۳۶۸۷۱۶۸۵۶


*************

هر وقت پیشم نیستی دلم برات تنگ می شه!

هر وقت هم که پیشم هستی دلم برات تنگ می شه!

ای مردشورتو ببرن که بود و نبودت یکیه!


*************

اون صورته ماهت
اون چشم نازت
اون طرز نگاهت
اون دست درازت
منو یاده گدای سر کوچمون میندازه


*************

خواستم ازت تشکر کنم وبگم به تو افتخار می کنم. چون تو تنها کسی هستی که هیچ وقت منواز سر کار گذاشتنت ناامید نمی کنی.


*************

عذر می خوام که بد موقع مزاحم شدم.
یه سوال داشتم!
می خواستم ببینم کفن جیب داره ؟


*************

Be yeki migan
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Be toche be torke chi migan? Age began ashghalaro bebar paen hal nadari! Ama bara fozoli in hame rah miay paen


*************

شنیدم آنقدر مهم شدی که وقتی میری دستشویی مگسها به احترامت بلند میشن!


*************

تو را از گُل نه از گِل آفریدند

زعطریاس وسنبل آفریدند

نمی دانم تو را با این همه حسن

چرا اینگونه منگل آفریدند؟


*************

YaVash YaVash boro payin
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
na dige, tond oomadi nemigam!


*************

چند تااس ام اس جدید اومده زنگ بزن برات بخونم، هزینه ام زیاد نشه!


*************

خواص گوسفند:
بو میدهد.
سبزی میخورد.
گاهی می خوابد.
پرواز نمیکند.
عقل دارد اما اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند!


*************

آرزوی ۴ حیوان!
جوجه تیغی: نازش کنن!
پاندا: عکس رنگی بگیره!
گوسفند: جلوی وانت بشینه!
خر: نمی گم داغ دلت تازه نشه! …


*************

میدونم خبر داری وبا اومده!مواظب باش که دیگه با آفتابه آب نخوری.


*************

یارو خیلی خوشحال، اس ام اس هاشو باز می کنه می بینه جوک نیست!
قیافش می شه مثل الان تو!

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 12:27 توسط سفیر| |

س ام اس تبریک سال نو

—————————

بی اجازت دفتر  ۳۶۵ برگ جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه

نوروز ۹۰ مبارک

—————————

یادت باشه:تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه.

بازم ۱سال کار و خستگی!

(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)

—————————

امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال ۹۰ میان سراغت !

—————————

خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!

—————————
عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را

نوروز ۹۰ بر شما مبارک . . .

—————————
با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک

—————————

عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !

امضاء حاجی فیروز !!!

—————————

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم

هر روزتان نوروز . . . سال ۹۰ مبارک

—————————

تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!

—————————

شیشه می شکند و زندگی می گذرد.

نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

نوروز ۹۰ مبارک

—————————

با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

—————————

لحظه ای که سال تحویل می شه

تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه

تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال ۹۰مبارک

—————————

در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم

نوروز ۹۰ مبارک

—————————

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است

نوروز مبارک

—————————

چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم

رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم

امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظها هایم زیاد باشد

—————————

ستاره بختتان بالا
سپیده صبحتان تابناک
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوک
سرزمین دلتان سبز
سال جدید مبارک

—————————

دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند

—————————

اس ام اس سرکاری مخصوص عید نوروز ۹۰

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز،

امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز، اسگول شدی امروز!

—————————

e

… ei

… eid
. .. eide

. .. eidele ghafel

. .. didi sale 88 ham tamoom shod?

—————————

با توجه به گران شدن نرخ sms پیشاپیش نوروز ۹۱ ، ۹۰

تولدت ، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک.نور به قبرت بباره !!

—————————

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک

—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۹۰ مبارک
—————————
با آرزوی






سال نو مبارک باد
—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********
۵۲ هفته پیروزی، ۳۶۵ روز سلامتی، ۸۷۶۰ ساعت عشق، ۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت، ۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
—————————
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
—————————
عاقبت زمستان رفت و رو سیاهیش برای ما موند
..

….
….
امضا
حاجی فیروز
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک

—————————
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
—————————
نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
—————————
امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم.
.
.
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده.
.
.
.
کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
—————————
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
با تبریک سال نو
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک

—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
۱۲ ماه شادی،

—————————

دمت گرم بابا.خیلی با حالی . . . . اولین گوسفندی هستی که دلت طاقت اورد و سبزه ها رو تا سیزده نخوردی



سر سفره هفت سین یادی هم از ما کنید

عیدتون پیش پیش مبارک

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 10:30 توسط سفیر| |

سلام یه مدت نبودم  دیر دیر اپ می شم خب درسام مونده بازم سر بزنین بهم

راستی

"اکنون لحظه ای به رویا فرو روید و به ان چه می خواهید در زندگی داشته باشید، بیندیشید."

نوشته شده در شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 19:59 توسط سفیر| |

 

شما بسیار چیزها می بینید و می پرسید چرا ؟

اما من چیزهایی را در رویاهایم می اورم که هرگز وجود نداشته اند و انگاه می پرسم چرا نه ؟؟؟؟

« جرج برنارد شاو »

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 17:24 توسط سفیر| |

توزيبايي.وصف جمالت را نه مثل من تواندگفت

گل جلوه اي ازصدجلوه وجودي توس و باران نمي از پهنه وجوديت ودرختان سبز طراوتي از پاكيت...

اي كاش ميتوانستم تو را حس كنم

اي كاش خماري چشمانم مرا به خواب فرو نميبردوتورا نه دروادي دود و دم كه برپهنه نور وخورشيد ميديدم

 

حس عجيبي اس...

اشك ياراي به تصوير كشيدن كلمات را از من ربوده است

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 0:52 توسط سفیر| |

سلام سلام سلام

تبریک تبریک تبریک

به همه تبریک می گم سال نوی میلادی رو به همه تبریک میگم با یک کم تاخیر ولی بازم تبریک می گم

 

کریسمستون مبارک

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 13:31 توسط سفیر| |

سلام به همگی امشب شبه تاسوعاست نمی دونم چی باید بگم

 فقط میگم که تو رو خدا اگه رفتین عزاداری واسه من هم دعا کنین  

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 21:10 توسط سفیر| |

چند نیش مگس هرگز اسب چابک را از تاختن باز نمی دارد!

« وتر »

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 21:54 توسط سفیر| |

شما به همان چیزی تبدیل می شوید که در تمام روز به ان می اندیشید!

اکنون این پرسش پیش می اید که در تمام روز به چه می اندیشید؟؟؟

« وین دایر »
نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 21:26 توسط سفیر| |

هفت بار که افتادی برای هشتمین بار برخیز!

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 20:45 توسط سفیر| |

سلام به تک تک شما

فرا رسیدن ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین و ماه محرم را به شما عزیزان تسلیت می گم

اگه رفتید واسه عزاداری واسه من هم دعا کنید

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 22:30 توسط سفیر| |

 

ویکتور هوگو در پانزده سالگی روی دفتر یادداشت خود نوشته بود :

من می خواهم یا شارون ابرایان ( نویسنده مشهور ) باشم یا هیچ نباشم !

سر انجام برتر از ان نویسنده نامدار شد !!!

نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 23:31 توسط سفیر| |

 

شانس و فرصت همه جا در اطراف شما پرسه می زنند....

چشم بینا می خواهد که ان ها را ببیند!

« دکتر مارون »

 

نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 23:23 توسط سفیر| |

 

لازم نیست به سرزمین های دور بروید!

اطراف را بنگرید!

گاهی بهترین فرصت ها جلو دستان شماست!!!

« جان باروز»

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 20:50 توسط سفیر| |


Design By : Night Skin